یادداشتی از سیدمحسن موسوی بلده / قرائت فارسی قرآن مردود است
قرائت قرآن در ردیف ایرانی را باید از چند منظر بررسی کرد: از نظر عرف موسیقی در جهان یک اصل وجود دارد و آن اصل این است که همانطور که زبان یک قوم در طول تاریخ شکل میگیرد و این زبان آهنگ خاصی دارد (آهنگ نه در معنای موسیقی، بلکه آهنگ تکلم)، به نظر میرسد موسیقی یک قوم همپا و هماهنگ با زبان آن قوم شکل میگیرد، در نتیجه کلمات، اشعار و متون آن زبان صرفا در موسیقی خود آن فرهنگ خوانده میشوند. با این دیدگاه اگر متن و کلام قومی بخواهد با موسیقی قوم دیگری خوانده شود، قطعا نتیجه خوب و قابل توجهی نخواهد داشت.
بر این اساس متون فارسی از دیرباز با موسیقی ایرانی تطبیق شده و با همدیگر خوانده میشوند و همراهی آنها با یکدیگر باعث ایجاد زیبایی میشود. بنابراین با این تعبیر اگر کسی متن زبان فارسی را با آهنگ قوم دیگری بخواند، برای ما فارسیزبانها قطعا دلچسب نخواهد بود و استقبالی نخواهد شد؛ به عنوان مثال اگر ما اشعار زبان فارسی را با موسیقی عرب بخوانیم، زیبا نخواهد بود، بحث ما در این زمینه، بحث عربزدگی نیست، بلکه یک موضوع علمی است. آنچه در موسیقی فولکلور ما با عنوان آهنگ خراباتی مطرح است و در قهوهخانهها نیز اجرا میشده و طی آن با موسیقی عرب اشعار فارسی خوانده میشده، خراباتخوانی جا نیفتاده است و مطرود و متروک شده است. همین امروز اگر متون فارسی و اشعار ایرانی خودمان را با آهنگهای اروپایی بخوانیم، زیبا نخواهد بود؛ همان چیزی که امروز به اسم موسیقی پاپ جا افتاده است. اساسا متن هندی باید با آهنگ هندی خوانده شود و نتیجتا برازندهاست که متن عربی را با آهنگ عربی خواند. این عرف موسیقایی بحث مطرح شده است.
اما قرائت قرآن با آهنگ فارسی دارای دو عنصر بیگانه از هم است. متن عربی و آهنگ فارسی این گونه قرائت همانقدر نازیبا خواهد بود که قرائت شعر فارسی با آهنگ عربی.
اما از نظر جنبه نقلی، در احادیث به صورت کاملا متقن و بر اساس فرمایشات پیامبر اکرم(ص) که متصل به سرچشمه وحی هستند نیز دعوت به عربی خواندن قرآن شدهایم. این فرمایش ایشان از نظر علمی نیز اثبات شده است و قطعا ضد علم نیست. پیامبر(ص) در خصوص نحوه قرائت قرآن فرمودهاند: «إقرءوا القرءان بألحان العرب و أصواتها»، قرآن را با الحان و اصوات عربی بخوانید، ایشان البته در ادامه فرمایششان پیشبینی میکنند که در آینده افرادی خواهند آمد که قرآن را از لحن عرب خارج خواهند کرد و به شکلهای مختلف دیگری خواهند خواند. بر این اساس قرائتی غیر از قرائت عربی از دید پیامبر اسلام(ص) مردود است و ما نیز موظف به اطاعت از پیامبر(ص) هستیم.
هم از نظر علم و عرف و هم از جنبه نقلی در حدیثی که بدان اشاره شد، قرآن میبایست با لحن عربی تلاوت شود. ضمن اینکه اگر قرآن با لحن فارسی خوانده شود، فاقد اصول و قواعد عربی تجویدی خواهد بود؛ چراکه قواعد تجویدی عرب در بستر موسیقی فارسی نمیگنجند. به همین دلیل پیامبر اسلام(ص) در حدیثی که گذشت، اشاره ظریف و عالمانهای به «الحان العرب و اصواتها» میکنند. الحان عرب همان موسیقی عرب است اما اصوات همان علم آواشناسی و فونتیک است؛ یعنی نحوه ادای حروف در یک زبان. پیامبر اکرم(ص) در همان زمان به این نکته اشاره کردند. امروزه این مساله به اسم آواشناسی مطرح است و در قرآن چنین امری تحت عنوان تجوید مطرح شده است.
اگر قرآن با موسیقی فارسی خوانده شود، در اجرای تجوید مشکل خواهد داشت. قرآن اگر در ردیفهای موسیقی نواحی یا ردیفهای آوازی قرائت شود، باید در تمام اصول تجوید و نحوه قرائت فتحهها، کسرهها، کشش حرکات را با موسیقی فارسی تطبیق دهد. در این صورت تجوید قرآن به هم خورده و این کار اساسا حرام است.
قرآن به هیچ زبان و هیچ لهجه دیگری به جز لحن عرب نباید خوانده شود. لحن عربی نیز قرین با تجوید است. موسیقی ایرانی نیز قرائت قرآن را از تجوید خارج خواهد کرد.