ایکا، مرکز فعالیت های قرآنی جوانان کشور قرآن، قران، گلستان قرآن، قاری، قرائت، تلاوت، ترتیل، دانلود، فرقان، عکس قرآن، استاد، آموزش، خبر، مقاله، محفل، محافل، جلسه، جلسات، ,مصطفی اسماعیل,عبدالباسط,شعبان صیاد,محمد رفعت,اللیثی,شعیشع,حکیم عمران,طه الفشنی,متولی عبدالعال,نفشبندی,ابراهیم شعشاعی,عبدالفتاح شعشاعی,علی محمود,سعید مسلم,شحات محمد انور,محمود رمضان,فتحی قندیل,سعید زناتی,بسیونی,طاروطی,غلوش,محمد صدیق منشاوی,محمود صدیق منشاوی,احمد عامر,احمد شبیب,جواد فروغی,پورزرگری,قاسم رضیعی,پرهیز کار,احمد بوالقاسمی ,کریم منصوری,سعید طوسی,حامد شاکر نژاد,حمید شاکر نژاد,قرآن,قران,تلاوت,ترتیل,دانلود,دانلد
صفحه اول
متن قرآن
ترجمه قرآن
تلاوت قرآن
اخبار قرآن
مقالات قرآن
آموزش قرآن
پرسش قرآن
سوره قرآن
×
اَوْفُواْ بِعَهْدِی اُوفِ بِعَهْدِکُمْ
شما به عهدی که با من بسته اید وفا كنيد تا من به عهد ی که با شما بسته ام وفا کنم .
سوره بقره آیه ۴۰
خانه
»
چهره های قرآنی
احمد ابوالقاسمى
شنیدن و دریافت تلاوتها
زندگی نامه احمد ابوالقاسمى
احمد ابوالقاسمى در 10 خرداد ماه سال 1347 هـ.ش در شهر تهران و در خانواده اى مذهبى به دنيا آمد. جوّ مذهبى خانواده و همت پدر و مادر ايشان باعث شد كه او از همان آغاز كودكى به قرآن و تالوت آن علاقه خاصى پيدا كند. احمد ابوالقاسمى در سن 8 سالگى در مسجد امام جعفر صادق (ع) شهر تهران با شنيدن تلاوت قرآن از يك نوجوان ايرانى كه به تقليد از استاد عبدالباسط سوره هاى آخر قرآن را تلاوت مى كرد مجذوب قرائت قرآن شد و پس از شنيدن نوارهاى تلاوت عبدالباسط عشق و علاقه اش به امر تلاوت قرآن دو چندان شد.
آقاى احمد ابوالقاسمى در سال 1362 مشغول تحصيل در مقطع متوسطه شد. او تحصيل در رشته الكترونيك در هنرستان راهيان قدس تهران برگزيد اما حضور در جبهه هاى جنگ حق عليه باطل را بر تحصيل ارجعيت دارد و پس از احمد ابوالقاسمى افراد و عوامل مؤثر در امر تربيت و آموزش قرآن خود را پدر و مادرش و استادان محمد غفارى، محمد رضا ابوالقاسمى و سيد محسن خدام حسينى معرفى مى كند و معتقد است مهمترين عامل پيشرفت من انگيزه قوى و پشتكار بوده است حقيقتاً مى خواستم بهترين قارى در سطح جهان بشوم.
آثاس احمد ابوالقاسمى آموزش جدى صوت و لحن و علوم مختلف قرآنى را بطور رسمى از سال 1361 آغاز كرد و قبل از آن با شنيدن تلاوتهاى زيباى اساتيد مصرى، مقدمات اين آموزش را براى خودش فراهم كرده بود اما با توجه به علاقه اش به علوم قرآنى در سال 1378 از دانشكده الهيات دانشگاه تهران موفق به اخذ ليانس علوم قرآنى شد. ابوالقاسمى در ابتدا بيشتر از اساتيد مصرى بخصوص مرحوم شعبان عبدالعزيز صياد تقليد مى كرد و معتقد است از نوارهاى قاريان بايد در حوزه مسائل لحن باشد حاج احمد ابوالقاسمى در سال 1372 ازدواج كرد و يك فرزند دختر دارد. همسر ايشان نيز به قرآن و تلاوت ان علاقه مند است و حافظ 2 جزء قرآن كريم مى باشد. احمد ابوالقاسمى از ميان رشته هاى هنرى به خط و از رشته هاى علمى به فيزيك و از رشته هاى ورزشى به شنا علاقه مند است.
احمد ابوالقاسمى كه به تازه گى حفظ قرآن را شروع كرده است توانسته است در مدت 18 ماه 7 جزء قرآن را حفظ نمايد. او در سال 1365 در مسابقات مربوط به جلسات قرآنى شهر تهران رتبه دوم را كسب كرد و در سال 1369 در مسابقات نيروهاى بسيجى كشور رتبه اول را كسب كرد و در سال 1371 موفق به كسب عنوان اول مسابقات قرآن جانبازان كشور شد و در همين سال در مسابقات سراسرى حفظ اوقاف توانست رتبه سوم را كسب كرد و به مسابقات بين المللى مالزى در همان سال اعزام شد و توانست با افتخار تمام مقام اول مسابقات را كسب كند. و براى نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران افتخار بيافريند.
احمد ابوالقاسمى در مناسبات و مراسم بسيارى به اجراى تلاوت پرداخته و شنوندگان را از صداى دلنشين زيباى خود بهره مند ساخته است.
او به مدت 4 سال در سازمان تبليغات در قسمت دارالقرآن و چند سال نيز در امور فرهنگى قرآنى حرم حضرت عبدالعظيم (ع) مشغول فعاليت بوده است. و از سال 1379 مسئوليت مؤسّسه قرآن را در كشور آلبانى عهده دار شده است و هم اكنون نيز فعاليتهاى قرآنى را بداين كشور سازماندهى مى كند. وى مؤلف جزوه آموزش قرآن كريم است كه به زبان آلبانيايى ترجمه شده و به همراه 4 نوار در دسترس مسلمانان آلبانيايى است.
آقاى احمد ابوالقاسمى در جلسات قرآنى بسيارى بعنوان مربى مشغول آموزش صوت و لحن بوده است اما از جلساتش در حرم حضرت عبدالعظيم بعنوان مؤثرترين جلسات ياد مى كند.
او همچنين در چند دوره متوالى به عنوان مربى دانشجويان تربيت معلم به تدريس اشتغال داشته است.
آقاى احمد ابوالقاسمى در مسابقات فراوانى به عنوان داور رشته صوت و لحن حضور داشته است كه بهترين آنها داور مسابقات قرآن ارتشهاى جهان در سال 78 در تهران است. او به ابتهال و تواشيح علاقه مند است و معتقد است كه اگر ابتهال با صداى استاد سيد محمد نقش بندى يا استاد محمد عمران باشد بسيار شنيدنى است او از اساتيد؛ عبدالفتاح شعشاعى، محمد صديق منشاوى و عبدالباسط به عنوان سه قارى برتر كشور مصر از ابتدا تا كنون ياد مى كند و معتقد است كه استاد شحات محمد انور و استاد راغب مصطفى غلوش دو قارى برتر كشور مصر ياد مى كند.
از بیان استاد:
در لحظات اذان صبح روز دهم خرداد سال 1347 در محله جنوب غربي تهران در يك
خانواده مذهبي به دنيا آمدم در سال 1353 وارد مدرسه ابتدايي شدم و در سال
1356 براي اولين بار با اصرار خانواده در كلاس آموزش روخواني قرآن در مسجد
امام جعفر صادق(ع) كه جنب منزلمان بود ثبتنام نمودم. با اينكه بخش بسياري
از آموزش به پايان رسيده بود بدون نگراني مطالب را فرا گرفتم و در آزمون
پاياني قبول شدم و آن به اين علت بود كه آموزش قرآن را سخت نپنداشته و
ميدانستم تا آن را بخوبي ياد نگيرم چارهاي ندارم و رضايت خانواده جلب
نخواهد شد.
در
روزهاي پاياني اين دوره بود كه صداي دلنشين يكي از شاگردان كلاس آموزش
قرائت قرآن كه در طبقه تحتاني مسجد برگزار ميشد به شدت مرا مجذوب خود
ساخت و علاقه عجيبي در فرا گرفتن اين فن در من ايجاد نمود لكن به علت
كمرويي مفرط تا زمان اولين قرائت من در كلاس آموزش قرائت 5 سال گذشت و من
هر بار از فرط خجالت تلاوت را به هفته بعد و ... موكول ميكردم تا اينكه
در يكي از روزهاي ماه مبارك رمضان در سال 1361 كه در تابستان واقع شده بود
براي اولين بار دل به دريا زده و در محضر استاد تلاوت نموده و بسيار مورد
تشويق قرار گرفتم به طوريكه استاد كلاس گفت: گويا چند سال است كه
ميخواني. البته اين بدان علت بود كه من دائماً نوراهاي تلاوت قرآن را گوش
ميكردم و علاوه بر آن به علت نزديكي منزل ما به مسجد كه خود نعمتي بزرگ
بود همواره صداي قرائت قرآن قبل از اذان هر روز در گوش من طنين افكن بود و
در رشد من تأثير فراوان داشت. از آنجا كه استاد جابر جليلي حفظهالله
(اولين استاد من) مشوق خوب و با درايتي بود در اولين فرصت مرا به محضر
استاد حاج محمد غفاري رحمهالله كه در آن زمان يكي از بهترين اساتيد موجود
بود برد و من در محضر ايشان تلاوت كرده و مورد تشويق فراوان واقع شدم. با
اينكه صداي قوي و زيبايي نداشتم در هنگام تلاوت حس و حال خوبي داشتم و بين
خود و موفقيت گويا فاصلهاي احساس نميكردم اين علاقه به حدي رسيد كه غروب
هر روز منتظر فرارسيدن زمان برگزاري جلسات بودم تا بتوانم بر توانايي خود
بيفزايم. هر كجا جلسه قرآني برپا بود خود را با جديت به آنجا ميرساندم و
در آن شركت ميكردم و مشكلات معمول اعم از دوري راه، نبودن وسيله رفت و
آمد، سرما و... تفاوتي ايجاد نميكرد حتي در بعضي از شبها كه جلسهاي برپا
نبود در محلههاي اطراف منزل ميگشتم تا شايد يك جلسه خانگي كه به صورت
هفتگي و سيار در منازل مردم برگزار ميشد را بيابم و در آن به بهانه شركت
در جلسه چند آيه تلاوت كنم. با گذشت چند ماه با خواهش فراوان از استاد حاج
محمدرضا ابوالقاسمي كه از اقوام نزديك ما (نوه عموي پدر) بود خواستم تا در
مسجد محل جلسه قبلي خود را كه مدتي بود تعطيل شده بود مجدداً راهاندازي
نمايد كه ايشان نيز با بزرگواري پذيرفتند و جلسه را با تعداد كمي از افراد
تشكيل دادند كه اين جلسه هنوز هم جمعه شبها در همان مسجد برگزار ميشود و
جاي آن دارد كه از ايشان نيز بخاطر زحمات فراواني كه كشيدند تشكر نمايم.
از سال 66 با استاد خدامحسيني آشنا شده و در ادامه راه از وجود ايشان نيز
بهرههاي فراوان بردم.
طي آن چند سال در مسابقات محلي بسياري
حضور داشتم كه در غالب آنها از جمله منتخبين بوده و پس از شركت در مسابقه
بين جلسات در سال 65 موفق به سكب رتبه شدم كه بسياري از اساتيد از جمله
استاد ياريگل و استاد اربابي رحمتالله آينده روشني را پيشروي من ترسيم
نمودم. در سال 1364 براي اولين بار در مسابقات استاني سازمان اوقاف شركت
نمودم و در سال 66 نيز به مسابقات كشوري اوقاف و انتخابي حج راه يافتم لكن
با آمادگي فراواني كه داشتم به علت حضور در مناطق جنگي در مسابقات حاضر
نشدم و در همان سال تني چند از همقطارانم به سفر حج اعزام شدند و من از
اين سفر روحاني محروم شدم. در سال 67 براي اولين بار دعوت شدم تا در
كاروان اعزام قاريان قرآن به كشورهاي خارجي حضور داشته باشم كه خود در آن
زمان موفقيتي محسوب ميشد. در سال 68 در گروه اهلالبيت كه با همت استاد
خدام حسيني و سرپرستي استاد آرزم تشيكل شد عضو شدم كه اين آشنايي نيز كمك
شاياني در موفقيت من داشت. با اينكه حدود 20 ماه داوطلب حضور در جبههها
بودم در سال 69 براي اتمام دوره سربازي مدت 4ماه به اين مهم پرداختم كه
تلاوت هر روز صبح من در مراسم صبحگاه جهشي ديگر در آمادگي صوت من بود و
موجب موفقيت بيشتر من شد. در سالهاي 67 و 68 به علت كمبود نفسي كه بخاطر
مجروحيت و وجود يك تركش بزرگ در ناحيه ريه داشتم به مسابقات كشوري راه
نيافتم و در سالهاي 69 و 70 با اينكه به مرحله مقدماتي مسابقات كشوري راه
يافتم به علت خواندن غلط اعرابي موفق نبودم. در سال 70 در مسابقات كشوري
جانبازان اول و به سفر زيارتي حج مشرف شدم پس از آن در سال 71 در مسابقات
سراسري اوقاف انتخاب شده و در مسابقات بينالمللي كشور مالزي به نمايندگي
از مردم شريف ايران اسلامي مقام اول را كسب نمودم. از سال67 تاكنون بيش از
يكصد سفر تبليغي به حدود 30 كشور جهان (بوركينافاسو، مالي، ناميبيا،
آفريقاي جنوبي، پاكستان، عربستان، سوريه، مالزي، آلباني، مقدونيه،
صربستان، بوسني، كوزوو، تركيه، عراق، قرقيزستان، قزاقستان، كانادا،
استراليا، آلمان، فرانسه، بلژيك، هلند، سوئيس، اتريش، انگلستان، دوبي،
شارجه، بحرين، قبرس) داشتم. شايد يكي از دلايل پيشرفت من اين بود كه بجاي
اينكه دائم از تلاوت خودم راضي باشم و خود را براي تلاوت به ديگران تحميل
كنم و بگويم من هم..... تلاش در پيشرفت و بهتر شدن داشتم تا ديگران به اين
نتيجه برسند كه ميتوانند در تلاوت، به من اطمينان داشته باشند. هذا من فضل ربي.
---
«احمد ابوالقاسمی» متولد سال ۱۳۴۷ منطقه جنوبغربی تهران است و در حال حاضر مدیر مرکز آموزش قرآن حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)میباشد.
«ابوالقاسمی»درباره آغاز فعالیتهای قرآنیش میگوید:«از سال ۵۶ وارد کلاسهای آموزش قرآن شدم و در مدت کوتاهی روخوانی را یاد گرفتم. البته ورود من به این مسیر چندان با علاقه وانگیزه هم نبود و درابتدا اصرار وعلاقه مادرم باعث شد تا در این جلسات شرکت کنم. چون پسرعموی من استاد«محمد رضا ابوالقاسمی» نیز از قاریان ممتاز آن زمان بودند، مادرم خیلی دوست داشتند تا یکی از پسرانشان مثل ایشان قاری قرآن باشند.
بعد از اینکه یکی دو هفته در کلاسهای استاد «رضا شهدادی» شرکت کردم، برخورد خوب ایشان و محیط دوستانهای که آنجا بود باعث شد تا بحث روخوانی را تکمیل کنم.
سال ۶۱ جذب کلاسهای قرائت استاد «جابر جلیلی» شدم که شاید ایشان استاد معروفی نبودند اما زحمات زیادی برای من کشیدند.
حدود ۴،۵ سال در جلسات ایشان فقط قرائتها را گوش میدادم اما اصلاً جرأت خواندن حتی یک آیه را نیز نداشتم، هرچه استاد به من اصرار میکرد نمیخواندم تا اینکه یکروز قسم خوردم که هرطور شده باید بخوانم. فردای آنروز وقتی برای اولینبار درعمرم درحضور چند نفر قرآن را با قرائت خواندم، با تشویق و تعجب استادم مواجه شدم. ایشان از آمادگی من خیلی تعجب کرده بودند و تصور میکردند قبل از کلاس ایشان، کلاس دیگری میرفتم. به هر حال حضور من در جلسات و شنیدن قرائتها، گوش دادن نوارهای قرآنی که در منزل ما بودم، نزدیکی منزل ما به مسجد و شنیدن قرائتهائی که قبل از اذان از مسجد محلمان پخش میشد، همهی اینها سرمایهای شده بود که از همان ابتدا قرائت خوبی داشته باشم.
احمد ابوالقاسمی:
اگر کسی بخواهد در بخش صوت و لحن پیشرفت کند،ابتدا باید از قاریان بزرگ تقلید کند، آن هم تقلید در حالت، طنین و تزیینی که قاری در صوت خود ایجاد میکند نه در جنس صدا؛
ازهمین مسأله برای گفتن یکنکته آموزشی استفاده میکنم و به اساتید میگویم که هرکسی در جلسات شما اظهار کرد که من نمیتوانم بخوانم، اتفاقاً که میتواند؛ چون کسیکه هوش موسیقیائی خوبی دارد نقاط ضعفش را بهتر میفهمد، به همین دلیل از خواندن واهمه دارد، اما کسیکه فکر میکند میتواند بخواند، همین فکر غلط، نشانهی عدم استعداد او است.
بعد از تشویقهای استادم، به قدری این موضوع برای من جالب شد که از آنروز به بعد کسی مرا در خانه پیدا نمیکرد. آدرس تمام جلساتی که اطراف منزلمان برگزار میشد را پیدا کردم تا جائی که بعد از گذشت۲،۳ ماه، ۸ جلسه میرفتم. ازقبل مغرب آنجا نوبت میگرفتم تا اولین نفر بخوانم و به جلسه بعدی که کیلومترها فاصله داشت برسم. هیچ شبی نبود که جلسهای باشد و من آنجا نباشم تا اینکه بعد از ۶ ماه، خواندن من پیشرفت چشمگیری کرد.
آقای «جلیلی» نیز حق استادی را بهجا آوردند و مثل بعضی از اساتید که شاگردان با استعدادشان را پیش خودشان نگه میدارند ایشان این کار را نکردند و مرا به جلسه استاد «محمد غفاری» که آن زمان از بزرگترین اساتید قرائت قرآن در ایران بودند، معرفی کردند و من همینجا از زحمات ایشان که مرا با چنین استاد بزرگی آشنا کردند تشکر میکنم و جادارد فاتحهای را به روح ایشان هدیه کنیم.
این سیر ابتدایی کار من بود، بعد از آن با استاد «خدام حسینی» آشنا شدم و به همراه تعدادی از دوستانم که درزمینه قرائت قرآن کار میکردیم از ایشان که هم محلی ما بودند خواستیم تا جلساتی را در محلمان برگزار کنند.
ایشان هم از همان سال، جلساتشان را برقرار کردند که تا امروز این جلسات ادامه دارد و جمعه شبها بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار میشود.»
از «استاد ابوالقاسمی» در مورد روند قرائت قرآن در ایران میپرسم، او میگوید: «روند قرائت قرآن در ایران، سیر صعودی داشته است وبا جرأت میگویم سطح قرائت فعلی قاریان مصری با قاریان ایرانی همتراز است، چون سطح فعلی قرائت قرآن در مصر، مثل ۵۰ سال قبل نیست. آن جو موجبات پرورش قاریان بزرگ را فراهم ساخت.
اگر همان جوی که ۵۰ سال پیش در مصر ایجاد شد، در کشور ما به وجود آید، ما قاری در همان سطح خواهیم داشت. البته خیلیها ممکن است این حرف را قبول نداشته باشند و تصور کنند تنها مصریان صدا و استعداد لازم برای تلاوت زیبای قرآن را دارند، اما من معتقدم قاریان ایرانی نیز توانائی لازم را دارند و فقط تجربه و سابقه ما از آنها کمتر است و گرنه حتی موسیقی آنها نیز موسیقی تبدیل شده ایرانی است، مثل لغاتی که از فارسی به عربی رفته و معرب شدهاند.»
نمره دادن به قاری غلط است
اشکال اصلی ما این است که به قاری نمره میدهیم. قاریان ما باید سطح بندی و کلاس بندی شوند که این کار ما را به داوری عادلانهتر، نزدیک میکند.
فکر میکنید اگر کسی بخواهد در زمینههای لحنی پیشرفت کند، حتماً باید موسیقی بداند؟ این سؤال من از استاد است که در پاسخ به آن میگوید: «تا حدی بله، البته ممکن است بعضی از خوانندگان این شبهه برایشان ایجاد شود که باید از ابتدا به سراغ موسیقی بروند، در صورتی که این طور نیست موضوع اولیه ما در بحث ورود به صوت و لحن، ساختن صدا و کار بر روی صوت است، نه یادگیری مقامات و الحان عربی؛ صدا وقتی زیبا و پخته شد هر مقام و نغمهای را که بخواند زیبا است، اما اشتباه اصلی ما این است که قرآن آموزانمان را از ابتدا به سمت یادگیری مقامات سوق میدهیم و همین وارد شدن بیموقع و بدون آمادگی به مباحث لحنی، قرائت آنها را دچار افت میکند.
اگر کسی بخواهد در بخش صوت و لحن پیشرفت کند ابتدا باید از قاریان بزرگ تقلید کند، آن هم تقلید در حالت، طنین و تزیینی که قاری باید در صوت خود ایجاد کند نه در جنس صدا؛ جنس صدا تقلیدی نیست و هر فردی یک نوع صدا با یک رنگ خاصی دارد. مثلاً وقتی شما یک متن عارفانهای میخوانید، حالت خاصی به صدا میدهید که در محاورههای معمولی چنین حالتی را در صدا بهوجود نمیآورید.
داوری صوت ولحن، سلیقهای است
به هر حال این آقای داور یک سلیقهای دارد، مهم این است که از داوران خوش سلیقه استفاده شود. ضمن اینکه ما در داوری صوت و لحن باید از افرادی استفاده کنیم که خودشان قاریان خوب و ممتازی باشند؛ کسی که خودش تلاوت خوبی ندارد، چگونه میتواند در مورد صوت و لحن نظر بدهد.
بنابراین ایجاد حالت صدای عربی و رسیدن به تواناییهای ویژه صوتی اولین گام برای کسی است که میخواهد صوت و لحن را یاد بگیرد، اگر کسی به این حد رسید و در پی اضافه کردن اطلاعات خود بود، یادگیری موسیقی میتواند او را در اجرای بهتر الحان کمک کند.»
بحث صاحب سبک بودن قراء مصری به میان میآید، «ابوالقاسمی» معتقد است: «تفاوت قرائتهای قاریان مصری دراختلاف سبک آنها نیست، بلکه در ویژگیهای صوتی قاریان مصری است.»
او میگوید: «به عنوان مثال آنچه در خواندن استاد «شحات انور» وجود دارد، یک سبک جدید نیست. همان نغمات و آهنگهایی است که دیگران خواندهاند، منتها با یک صدای جدید و الا چه تفاوتی بین تلاوت «احمد شبیب» و «شحات انور» وجود دارد. ما حتی نشانههای تقلید در بعضی از قرائتهای قراء مصری را میبینیم، اگر نوار «سعید زناتی» را شنیده باشید، متوجه تقلید صددرصد شحات انور از «زناتی»خواهید شد. حتی استاد «مصطفی اسماعیل» هم از «طه الفشنی»،«عبدالفتاح» و «منصور بداح» تقلید کرده است، «مصطفی اسماعیل» حتی گرفتگیهای صدایش هم شبیه «منصور بداح» است.
با این دیدگاه، «سبک» معنائی متفاوت خواهد داشت و منظور از سبک همان تفاوت در صوت است.
سبک از نظر لحنی جائی مطرح میشود که بحث انتخاب ردیف آهنگی و یا تعویضهای مقامات و ارتباط مقام به مقام بعدی باشد که هر کدام از اینها مرتبهای از سبک هستند که با این تعریف، هیچ قاری مصری، صاحب سبک نیست.»
نظر «استاد ابوالقاسمی» را در مورد کیفیت و چگونگی داوریهای صوت و لحن میپرسم، او با اعتقاد به اینکه اصولاً نمره دادن به قاری غلط است، ادامه میدهد: « اشکال اصلی ما این است که به قاری نمره میدهیم. قاریان ما باید سطح بندی و کلاس بندی شوند که این کار ما را به داوری عادلانهتر، نزدیک میکند.
و اما اینکه بعضی معتقدند، داوری صوت و لحن سلیقهای است، بله سلیقهای است. به هر حال این آقای داور یک سلیقهای دارد، مهم این است که از داوران خوش سلیقه استفاده شود. ضمن اینکه ما در داوری صوت و لحن باید از افرادی استفاده کنیم که خودشان قاریان خوب و ممتازی باشند؛ کسی که خودش تلاوت خوبی ندارد، چگونه میتواند در مورد صوت و لحن نظر بدهد.»
محافل قرآنی
چهرههای قرآنی
تصاویر قرآنی
دیدگاههای قرآنی
ترتیل قرآن
آیات موضوعی
کدهای قرآنی
معرفی سایت
برای شنیدن نوای قرآن، نرمافزار فلشپلیر را نصب نمایید.
پنل کاربری
ان الله مع الصابرین...
تبادل لینک با ایــکا
یک چهره
مصطفی اسماعیل
یک تصویر
حسن ربیعیان
یک سوال
مقصود از صفت قلقله چیست؟